نقل مکان یافتیم
ماه عسل به این آدرس انتقال یافت
www.mahasal.wordpress.com
+
نوشته شده در جمعه
1387/03/31ساعت 14:35 توسط محمد
|
هتل من
من هر روز صبح به هتل عباسی میروم و صبحانه ام را در آنجا میخورم
+
نوشته شده در سه شنبه
1387/03/28ساعت 20:55 توسط محمد
|
سوالاتی که من قادر به جواب دادنشان نیستم
فرق کسی که امتحانش تمام شده با کسی تمام نشده چیه؟...فرق ریاضی با بقیه درسا چیه؟...فرق کسی که دانشگاها سطح بالای ایران را ول کنه بره دانشگاه هند درس بخونه چیه؟...فرق معلم ریاضی با معلم برنامه نویسی چیه؟...فرق دختر با پسر چیه؟...فرق ماده با انرژی چیه؟... فرق بیل گیتس با محمد متقی چیه؟...فرق قانونهای نیوتون با نظریه های انیشتین چیه؟...فرق علم با ثروت چیه؟و...
+
نوشته شده در جمعه
1387/03/24ساعت 12:21 توسط محمد
|
موقعیت من در امتحان
من در جنوب سالن چسبیده به دیوار و در سه ناحیه دانش آموز اطراف است که در ناحیه چب برگه اش همیشه در حال برق زدن است و ناحیه جلو مردی ترسو و مومن و ناحیه عقبم کمتر در دسترس است و به هین خاطر من امتحان امروزم بر پایه ی تقلب نبود و به خودم گفتم زرشک مملی و به ناچار در برگه امتحان تکیه بر اشعار سعدی و حافظ کردم(من به هر چیزی تکیه میکنم جز استعداد)و یک غزل زیبا برای معلمم سرودم که شاید.....
+
نوشته شده در یکشنبه
1387/03/19ساعت 19:43 توسط محمد
|
رویای من
یک روز از خواب پا شدم و دیدم که مثل یه آهنربا دارم به یه جسمی کشیده میشم رفتم دنبالش که دیدم سر از قفسه کتاب در آوردم در قفسه را که باز کردم دیدم یه کتاب به من چسبید کتاب را که از خودم جدا کردم باورتون نمیشه ریاضی بود !!!بله ...بله چه باور کنید چه نکنید من گرایش شدیدی به ریاضیات پیدا کردم بطوری که ریاضی شده زندگی من و اوقات تفریحم را با ریاضی سپری میکنم من عاشق معادله ام من عاشق انتگرالم من عاشق جبر و احتمال و هندسه هستم .بله حسین اگه یه روز اومدی اصفهان دیدی زیر بغلم پر کتاب ریاضی تعجب نکن من خودم هستم .به نظرم من ریاضی درس شیرینی تعجب میکنم چرا جوونا با ریاضی مشکل دارند! راستی به تیتر مطلب توجه کنید.
+
نوشته شده در جمعه
1387/03/17ساعت 20:32 توسط محمد
|
سیم کارد
دیروز میخواستم یه سیم کارد اعتباری ایران سل بخرم گفت باید ۱۸ سالت بشه منم تبلیغات ایران سل کوبوندم تو سرش و فرار کردم.(البته تصورات ذهنیم بود)
+
نوشته شده در چهارشنبه
1387/03/15ساعت 20:0 توسط محمد
|
تعطیلی
بعد از چند روز بی خوابی و استرس و دادن امتحانهای بسیار سخت شش روز تعطیلی خالص و بدون چون چرا و داد قال خورد بمون که اتفاق جالبی است که من بعد از این چند روز امتحان از درس مزخرف برنامه نویسی دارم که من اگه ۸از۸ نمره نیارم این درس را افتادم .
+
نوشته شده در دوشنبه
1387/03/13ساعت 11:55 توسط محمد
|
وحشت
در اینجا برای کسانی که به وحشت علاقه دارند چند راه برایشان وجود دارد :
زنگ خانه مردم را زدن و در رفتن .این مورد خودش به چند دسته تقسیم میشود
۱.میتوانید زنگ خانه یک لات بی سر پا که بویی از انسانیت نبرده و سیبیلش از موهای شما پرپشت تر است را بزنید.برای چند بار بزنید هیجانش بیشتر است.(فرار در اینجا الزامیست)
۲. میتوانید زنگ یک آپارتمان را بزنید هرچه طبقاتش بیشتر باشد بهتر است(این خیلی باحال است فکر کنید همه می آیند پشت آیفون و کیه...بله ...الو و خودشون هم به خودشون جواب میدهند..بله ..شما زنگ زدید... من خونه هستم..الو.در اینجا میتونید فرار نکنید و گوش بدهید)
۳.ساعت ۱۲ شب با یک جوراب سیاه روی صورت خود را بپوشونید و یه سری به همسایتان بزنید(هرچه صاحبخانه پیرتر باشد بهتر است)
۴.میتوانید یک سفر به شهر رضا بروید
+
نوشته شده در سه شنبه
1387/03/07ساعت 12:30 توسط محمد
|
مشگل
مشگل جوانان با ریاضی چیست؟
+
نوشته شده در چهارشنبه
1387/03/01ساعت 21:37 توسط محمد
|
امتحان
من فردا در حالی امتحان ریاضی دارم دارم با بچه ها چت می کنم و به دوستام زنگ می زنم و کلی غیبت می کنیم و وبلاگممو ابدیت میکنم و کتاب غیر درسی می خونم و یه چند ساعتی می خوابم و یه سر به بیرون می زنم و بعد مهمان می آید و میرم پیش واز آن و بعد کلاس زبانمو میرم و ساعت میشه ۱۰
+
نوشته شده در سه شنبه
1387/02/31ساعت 22:11 توسط محمد
|